خرید بک لینک
خشمگینم. از عقدههایی که تو جامعه موج میزنه. از این جامعهی عقدهپرور که وقتی یکی به یه قدرتی، هرچند کوچیک میرسه، اون عقدهها براش موتور محرکهی پروروندن عقدهایهای دیگهای میشه. و این سیکل فقط با

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

بیریو یعنی بریان قراره هر روز به عنوان صبحانه برای خواهرم "آرد بیریو" (آخرش بر وزن آخر رونالدینیو) بپزم. یه چیزی تو مایههای حلوای شل و آبکیه. از اونجایی که تا حالا حلواهای من نود و نه درصد مواقع خراب و صددرصد مواقع

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

اگر یادتان باشد یک پویشی بود به نام 451 درجهی فارنهایت. در آنجا گفتم که من هیچ کتاب تاثیرگذاری نخواندهام. قبل از انتخاب رشتهی دبیرستان بچهها از هم و معلمها از بچهها میپرسیدند چه درسی را دوست د

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

روزهامون نسبتا شاد میگذره. نگم براتون که با دست خودم اسم پسرمو تقدیم خواهر و درواقع خواهرزاده کردم. اسم نوشتن و گذاشتن لای صفحات قرآن و گفتن من بردارم، محمدحسین رو برداشتم. البته اینکه هزار تا اسم ر

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

داشتیم با خواهرم خداحافظی میکردیم، از تو آشپزخونه بدون اینکه تصویرش رو داشته باشیم، بلند میگه خدافظ ممدی! چند لحظه تو هنگ بودیم تا فهمیدیم داره با محمدحسین خداحافظی میکنه :)) [ما محمد رو هم اینجوری

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

در راستای خوابهای نه چندان عجیبی که میبینم، دیشب خواب دیدم تعدادی مهمون اومدن خونهمون. موقع رفتن از در حیاط که رفتن بیرون، یه دفعه یادشون اومد که چقدر گرمه و چقدر تشنهان! آب خواستن. مادرم که جلوی

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48


_ باز هم دو شبه که بیمارستانیم. کمکم دارم باور میکنم که شانس وجود داره و کمکم دارم باور میکنم که خیلی خوششانس نیست :|
_ به نظرت جامعه، پرسنل اون بیمارستان قبلی هستن یا پرسنل اینجا؟ ذرهای احترامشون به دل نمینشینه. آدمای پولکی و احترام پولی، هه...

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

ما با رفلکس چنگ زدن یا Grasping reflex به دنیا میایم. یعنی اگه انگشتمون رو بذاریم کف دست یه نوزاد، محکم بهش چنگ میزنه. این رفلکس علیالظاهر بعد از سه ماهگی از بین میره و چنگ زدن میشه جزء کارهای خودآ

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

وی خوشحال است که همهی ظرفها را مامان شسته! میدونید قسمت سخت گردش رفتن کجاست؟ اونجایی که قبل رفتن باید کلی زحمت بکشی، خوراکی و غذا و ظرف و ظروف و فلاسک و زیرانداز و پتو و بالش و توپ و دبهی آب و آفتابه :دی و فلان و بهمان آماده کنی نیست. بله،

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

بیمارستان که بودیم فقط یه نینی دیگه با ما بستری بود. مادر و مادربزرگش هم پیشش بودن. بعد این مادربزرگش خیلی ادعاش میشد. البته مادربزرگا خیلی خیلی خیلی تجربه دارن و ما هیچ ادعایی پیششون نداریم، ولی

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

طرح هدیهی کتاب فیدیبوئه. کتابهایی که اخیرا خریده باشی رو میتونی فقط به یک نفر و اون هم کسی که تابهحال عضو فیدیبو نبوده هدیه بدی. جنایت و مکافات، داستایفسکی، ترجمهی اصغر رستگار: کلیک بلندیه

برچسب: نویسنده: مریم صفری تاريخ: شنبه 6 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:48

صفحه بندی